الملا فتح الله الكاشاني

171

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

از آب نگاه دارند و از تاريكى احتراز نمايند او سبحانه در ظلمات ثلاث كه آن تاريكى شب و رحم و شكم مادر است صورتى مىنگارد كه جمله مصوران از آن عاجزند و از مشاهده آن حيران و سرگردان ايشان با آلت صورت بيمعنى تصوير كنند او سبحانه بى التي صورتى را مصور ساخته با چندين معانى چه از پيه چشم بينا و از استخوان گوش شنوا و از گوشت زبان گويا و از قطره خول دل دانا پديد آورده همهء بنايان عالم اساس و قاعدهء بنا را قويتر نهند و هر چند بالاتر روند حجم آن را ميكاهند او سبحانه جسد را كه بر مثال قصر بر افراشته است باريك آفريده و هر چند آن را به بالا تر برده آن را قويتر گردانيده تا معلوم شود كه اين بنا قائم ببنايى نيست و هم چنان كه هيچ كس نظير و شبيه او نيست فعل او نيز نظير و شبيه فعل غير نيست و قلب و دماغ و كبد را رتبهء رياست داده و اعضاى ديگر را در حكم رعيت و حشم ايشان گردانيده و تفصيل اين مبحث در علم تشريح مشروح گشته فَتَبارَكَ اللَّه أَحْسَنُ الْخالِقِينَ و از اين جاست كه حضرت امير المؤمنين ( ع ) فرموده كه من عرف نفسه فقد عرف ربه و بر عاقل لبيب مخفى نيست كه هر گاه انتظام مدينه بدن بى رئيس و حاكم ممكن نباشد پس چگونه انتظام اقاليم سبعه بى رئيسى و امامى كه به قوت عصمت حفظ نظم آن نمايد متصور باشد و لهذا حضرت رسالت ( ص ) فرموده كه من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية و چون حق سبحانه در ما تقدم بيان انزال قرآن فرمود در عقب آن بيان كيفيت انزال فرمود به اين وجه كه * ( هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ ) * اوست كسى كه فرو فرستاد بر تو قرآن را * ( مِنْه آياتٌ مُحْكَماتٌ ) * بعضى از آن كتاب نشانهائيست كه محكم و متقناند يعنى آيتهاى آن مفصل و مبين است كه در لفظ و معنى آن هيچ اشكالى نيست و محفوظ است از اجمال * ( هُنَّ ) * آن آيات محكمه * ( أُمُّ الْكِتابِ ) * اصل و معظم قرآنست كه غير آن به آن رد كرده مىشود و قياس امهاتست و افراد آن بنا بر تأويل بكل واحده است يا بنا بر آنكه كل بمنزلهء آيهء واحده است وَالآخِرُ و آيتهاى ديگر * ( مُتَشابِهاتٌ ) * مانندند بيك ديگر و محتمل معانى متعدده كه متضح نيست مقصود از آن به جهت اجمال يا مخالف ظاهر مگر بتفحص و نظر تا در آن فضل علما ظاهر گردد و حرص ايشان زياده شود بر اجتهاد در تدبر آن و تحصيل علومى كه استنباط مراد به آن متوقف باشد بر آن و به جهت اتعاب قرايح در استخراج معانى و توفيق ميان آن و محكمات تا معنى مقصود آن را دريابند و بمعالى درجات فايز گردند حاصل كه آيات قرآنى بعضى محكماند كه احتمال غير معنى كه از آن فهم مىشود ندارند مانند إِنَّ اللَّه لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً و لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ و مانند آن و بعضى متشابه كه محتمل مقصود و غير مقصود است و به نظر و فكر راه بمعنى مقصود آن ميتوان برد مانند وَأَضَلَّه اللَّه عَلى عِلْمٍ و ثُمَّ